یک نویسنده هندی بعد از 20 سال کتاب تازه ای نوشت

[ad_1]

به گزارش ایسکانیوز به نقل از «آیریش تایمز»، «‌آرونداتی روی» ‌نویسنده برنده بوکری است که بعد از ۲۰ سال، اخیرا دومین رمانش را روانه بازار کرده. «‌وزارت منتهای خوشبختی» نام این کتاب است که انتشار آن از جمله اخبار فرهنگی مورد توجه سال ۲۰۱۷ بوده است.

«‌خدای چیزهای کوچک» اولین رمان «روی» بود که در سال ۱۹۹۷ به چاپ رسید و در کنار واکنش‌های مثبت منتقدان و خوانندگان، موفق به کسب جایزه بخش ادبیات داستانی «من بوکر» شد. رمان جدید او، «وزارت منتهای خوشبختی» روی فضای سیاسی و اجتماعی هند و درگیری‌های کشمیر تمرکز دارد و تا به حال نقدهای مثبتی دریافت کرده است. با این حال «‌ایلین باترزبای» منتقد، خواندن این کتاب را با عبارت «چند سال بافتن یک ژاکت بزرگ و دست آخر پی بردن به این که لباس سه آستین دارد» توصیف کرده است.

برای مصاحبه با «روی» نگران بودم و تصور می‌کردم او در برابرم گارد داشته باشد، اما لحن آرام او و شروع گرم صحبت‌مان، ‌کاملا باعث دلگرمی‌ام شد؛ انگار با دوستی چندین و چندساله گپ می‌زنم.

او با پرواز صبح ‌از منچستر آمده و قرار است طی هفته‌های آتی به اروپا و سپس نیویورک سفر کند. با وجود این برنامه شلوغ، او از پرکار بودنش در این روزها خوشحال است؛ چون در هر صورت بودن در هند در شرایط کنونی، چندان خوشایند نیست.

«‌آرونداتی روی» با خنده‌ای که بیشتر حاکی از احساسات پیچیده‌ بود تا خوشحالی، ‌می‌گوید: همین هفته پیش یک نماینده پارلمان پیشنهاد داد از من به عنوان سپر انسانی در کشمیر استفاده شود. روزهای سختی است.

کلمات، ابراز کار «روی» هستند. او آگاه است که وقتی زبان برای تحریک خشونت ‌به کار گرفته می‌شود، همیشه ریسک وارد عمل شدن افراط‌گرایان وجود دارد. وقتی نخست‌وزیر یک کشور کدهای تهدیدآمیز را در سخنرانی‌هایش به زبان می‌آورد، دردسرها شروع می‌شود.

«‌روی» که حالا ۵۵ سال دارد،‌ نوع خشنوت و تهاجم در کشورش را خوب می‌شناسد و در این‌باره می‌گوید: در هند اگر زنی علیه نظم ملی حرف بزند، اولین پاسخ به او تجاوز خواهد بود. نوعی از تنفر در این کشور هست که آماده عبور از مرزهاست.

این نویسنده هندی بعد از به شهرت رسیدن در دهه ۱۹۹۰، بیشتر روی ادبیات غیرداستانی تمرکز کرد و درباره موضوعاتی چون حملات آمریکا به عراق و افغانستان و محکومیت آزمایش‌های هسته‌ای هند قلم زد، اما خود با این عقدیده مخالف است که طی این سال‌ها، رمان را کنار گذاشته است.

می‌گوید: بعد از این‌که «‌خدای چیزهای کوچک»‌ را نوشتم‌، دولت راست‌گرای هند یک سری آزمایش‌های هسته‌ای انجام داد. فضای کلی کشور ناگهان تغییر کرد. خیلی ناسیونالیستی و هندو ـ ملی‌گرایانه شد. بنابراین اولین کاری که کردم، نوشتن مقاله‌ای با عنوان «‌پایان مهاجرت» بود. بعد از آن مقالات بیشتری نوشتم.

این زن نویسنده درباره روی آوردن دوباره به ادبیات داستانی می‌گوید: ادبیات داستانی برای من هرگز یک گزینه نبوده است. من فکر نمی‌کردم که مثلا X و Y را دارم‌، حالا باید درباره‌اش یک رمان بنویسم. همان‌طور که سفر می‌کردم و متوجه آن‌چه در هند اتفاق می‌افتاد می‌شدم، مسائل درون من به ثبات می‌رسید. انگار داستان، خودش را به من نشان می‌داد. اصلا یک تصمیم تجاری نبود.

«وزارت منتهای خوشبختی» یک پاسخ است، نه تنها به هندِ این روزها، بلکه به دنیایی که در حال تغییر است. «روی» ‌درباره این کتاب می‌گوید: ‌داستان درباره مردم است. درباره حصار دسته‌بندی‌های طبقاتی‌، حصار جنسیت، مرزهای کلی و تغییر مذهب. همه شخصیت‌ها این چالش را دارند و به نظر من اگر در مقیاس بزرگ‌تر و در سطح بین‌المللی به آن نگاه کنید، از لحاظ تاریخی، شکست چپ‌ها به ناتوانی آن‌ها در مخالفت با هویت و فقط به طبقه (اجتماعی) فکر کردن، برمی‌گردد. و حال از سویی دیگر شما با تورم، ماهیت‌گرایی و پوچ‌گرایی در حوزه هویت روبه‌رو هستید، تا جایی که مردم با یک هویت واحد طبقه‌بندی می‌شوند. هند جامعه‌ای است که به طرز بی‌نظیری نظام طبقاتی را به وجود آورده، طبقه‌بندی‌ را به طور پیچیده‌ای رسمی کرده و طبقه‌ای از انسان‌ها را خلق کرده که برای دیگران غیرقابل دسترسی است. از دید من این شاید یک جنایت علیه بشریت است.

امتناع «‌روی» از مصالحه، بر سر باورهایش یا بازی کردن نقش سفیر فرهنگی هند است که او را در زادگاهش به شخصیتی تفرقه‌انداز تبدیل کرده، اما وقتی این کلمه را می‌شنود، سری تکان می‌دهد و می‌گوید: ‌من فکر می‌کنم مردم اغلب گاری را جلو اسب می‌گذارند. من درباره مسائلی می‌نویسم که واقعا تفرقه‌افکن هستند. این نیست که من جنگ کشمیر را به راه انداخته باشم. من درباره آن نظری دارم و آن را ابراز می‌کنم و این عقیده آرای عمومی را مشوش می‌کند، چون خیلی خیلی زشت است که هندی‌ها همه شریک جرم هستند. این نیست که جنگ به آرامی در حال وقوع باشد و کسی چیزی درباره‌اش نداند. همه به آن افتخار هم می‌کنند. ماه گذشته وقتی نظامی‌ها یک مرد کشمیری را گرفتند و به جیپ بستند و از او به عنوان سپر انسانی استفاده کردند، مردم جشن گرفتند. آن گروه نظامی بابت این کار جایزه و مدال دریافت کرد.

گفت‌وگو را به سمت بخش‌ شیرین ماجرا سوق می‌دهم… وقتی به او می‌گویم به کار گرفتن دوباره تخیل حتما برایش لذت‌بخش بوده، با اشتیاق می‌گوید: هیچ چیز مثل این نیست. (دستش را روی قلبش می‌گذارد) و این خوشایندترین چیزی است که دارم؛ این‌که دو بار در زندگی فرصت داشتم تمام توانم را روی یک چیز بگذارم و به اندازه‌ای که دوست دارم برایش وقت صرف کنم.

«‌روی» ادامه می‌دهد: وقتی دارم اثر غیرداستانی می‌نویسم، ‌آن اثر سلاح است، بحث و جدل است. هدفی آنی و فوری دارد. تمام مقالات من مداخله در یک مساله‌ است، اما این‌جا به هر اندازه که بخواهم وقت صرف می‌کنم و خطر می‌کنم. درست مثل گشتن در شهر است، مثل این‌که مردم را ببری به بیراه‌ها و خیابان‌های بن‌بست. هیچ وقت حس نکردم باید یک تور با راهنما برگزار کنم. مطمئنم مردم راه می‌آیند و لذت می‌برند.

بنا بر تجربه من، اکثر نویسنده‌های پرکار موفق می‌شوند، انگار می‌دانند حرف‌شان شنیده خواهد شد. «روی» آدمی جدی با صدایی مملو از قاطعیت است و با این‌که طی سال‌های اخیر مجبور شده وارد درگیری‌های سیاسی و نه ادبی شود، انگار در پوست خود ناآرام است. اما در تمام این بی‌قراری‌ها و تنش‌ها، عشق او به هندوستان می‌درخشد.

اواخر گفت‌وگو می‌گوید: اغلب گفته‌ام که هند همزمان در چند قرن وجود دارد.

در واقع هندِ دوران مغول‌ها، راج‌ها، دوره «رودیارد کیپلینگ»، «ای.ام. فورستر» و حال «نارندرا مودی» ممکن است خیلی متفاوت باشد، اما همه این‌ها توانسته‌اند در این سرزمین پیچیده و هزاررنگ جایی برای خودشان پیدا کنند.

شاید این جمله «ماهاتما گاندی» درباره آدم‌هایی که بی‌ترس حرف‌شان را می‌زنند، در مورد «‌آرونداتی روی» هم صدق کند: «اول تو را نادیده می‌گیرند، بعد به تو می‌خندند، با تو می‌جنگندند و بعد تو پیروز می‌شوی.»

منبع: ایسنا

502

[ad_2]

لینک منبع

محمد حسینی: برای آشتی ادبیات نخبه‌گرا و عامه‌پسند باید پلی زد

[ad_1]

به گزارش ایسکانیوز بر اساس خبر رسیده، اولین نشست ادبی «رمان ایرانی در گذر زمان» با محوریت جریان‌شناسی رمان ایرانی از عامه‌پسند تا نخبه‌گرا به مناسبت روز قلم در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست محمد حسینی، کاوه فولادی‌نسب و مرضیه سبزعلیان سخنرانی کردند و مریم شریف‌نسب مدیریت جلسه را برعهده داشت.

باید جلو کسی که کتاب می‌خواند تعظیم کرد

در این جلسه محمد حسینی، نویسنده برنده جایزه ادبی گلشیری، با بیان این‌که در ادبیات، لزوما از عامه‌پسند به نخبه‌گرا نمی‌رسیم گفت: سنت شنیداری تا قبل از دوره فوق مدرنیته، همراه با ما حرکت می‌کرد؛ به عنوان مثال در گذشته متن شاهنامه به طور مکتوب خوانده نمی‌شد و نقال‌هایی که ممکن بود سواد هم نداشته باشند شعر شاهنامه را حفظ و نقل می‌کردند.

او افزود: با توجه به این‌که قالب ادبیات عامه در زمان مشروطه وارد ایران شد و مردم با این کار می‌توانستند سیاست را از دربار بیرون بکشند، این نوع ادبیات مورد استقبال قرار گرفت و در نتیجه پسر پادشاه و دختر چین که شخصیت‌های اصلی داستان‌ها بودند جای خود را به آهنگر و کوزه‌گر و مردم عامی دادند.

حسینی در باره ویژگی‌های ادبیات عامه‌پسند در جهان و ایران گفت: در ایران نگاه انتقادی به جامعه و سفرنامه‌نویسی بیشتر در ابتدای ورود ادبیات عام دیده می‌شد. همچنین ادبیات عام در سراسر جهان چند ویژگی مشترک دارد؛ این‌که: عموم مردم آن را دوست دارند، موضوعات انتخابی‌شان اغلب درباره حوادث و قهرمان‌سازی و حکایت عاشقانه و معجزه است و در نهایت علاوه بر برآوردن خواست مردم نویسنده باید طبق خواست حکومت هم حرکت می‌کرد و نویسندگان نخبه‌گرا این نکته را خوب درک کرده بودند و همسو با مطالبات دولت‌ها می‌نوشتند و به همین دلیل چاپ می‌شدند و به فروش می‌رسیدند.

او ادامه داد: جواد فاضل و صدرالدین الهی از پاورقی‌نویسان مشهور پیش از انقلاب هستند و بعد از انقلاب ر.اعتمادی و پرویز قاضی سعید، نویسندگانی هستند که مخاطبان زیادی داشتند اما سینما و تلویزیون رقیب قوی این نویسندگان بودند که باعث افت رمان‌های عامه‌پسند شدند.

نویسنده کتاب «آنها که ما نیستیم» در پایان با بیان این‌که برای قضاوت پدیده‌های اجتماعی ناچار به نگریستن در شرایط دوره خودمان هستیم گفت: دوره‌ای بود که می‌گفتیم کاش کسی به جای خواندن کتاب‌های پرویز سعیدی یا ر. اعتمادی، کتاب محمود دولت‌آبادی و هوشنگ گلشیری را می‌خواند اما الان شرایط به جایی رسیده که هر کسی که کتاب دستش بگیرد آدم فرهیخته‌ای است، دیگر نمی‌توان گفت چرا کسی کتاب عامه‌پسند می‌خواند؟ بلکه باید جلو کسی که کتاب می‌خواند تعظیم کرد.

در یکی دو دهه اخیر شاهکاری خلق نشده است

در ادامه این جلسه کاوه فولادی‌نسب نویسنده و پژوهشگر ادبی با بیان این‌که ادبیات عامه‌پسند بدنه ادبیات را تشکیل می‌دهد گفت: اگر ادبیات عامه‌پسند را بد می‌دانیم، حواسمان باید باشد که ادبیاتِ بدنه‌ یک سرزمین و آن‌چه شهروندان یک سرزمین را با ادبیات آشتی می‌دهد در واقع ادبیات عامه‌پسند است. خیلی از ما که خودمان را فعالان ادبیات جدی می‌دانیم، احتمالا جزو اولین کتاب‌هایی که خواندیم مستعان یا حجازی بوده است.

او افزود: ادبیات مدرن ایران از اواخر مشروطه شروع شد اما اولین کتاب ثبت‌شده در تاریخ، سال ۱۳۰۰ و با کتاب «یکی بود یکی نبود» محمدعلی جمالزاده بود و پس از آن ادبیات مدرن فارسی به شکل امروزی شروع شد.

فولادی‌نسب ادامه داد: نسل اول داستان‌نویسی ایران از ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۲ با نویسنده‌های شاخصی چون جمالزاده، هدایت و علوی آغاز شد و این دوره در واقع دوره‌ کشف فرم برای ادبیات داستانی ماست که با کیفیت ترجمه‌ای و فاصله گرفتن از نحو و دستور فارسی همراه می‌شود و فقط بزرگ علوی است که حداقل در نسل اول، فارسی‌نویس‌تر است و شاید بتوانیم او را تأثیرگزارتر بر نویسنده‌های بعد از خودش مانند چوبک و آل احمد و محمود و … بدانیم.

نویسنده کتاب «جریان چهارم» با اشاره به این‌که نسل دوم بعد از کودتای مرداد ۱۳۳۲ شکل می‌گیرد و تا انقلاب ۵۷ تداوم پیدا می‌کند گفت: چند اتفاق مهم در تاریخ‌نگاری فرهنگی ما در این دوره شکل می‌گیرد و اولین اتفاق آن‌ است که ما اولا ذره ذره مواجهه با نظریه را می‌بینیم و می‌توانیم دهه‌ ۳۰ و ۴۰ را دوره‌ استیلای رئالیسم سوسیالیستی بر ادبیات داستانی ایران بدانیم.

او درباره نسل سوم نویسندگان بعد از انقلاب توضیح داد: دهه ۶۰ را به دلیل مهاجرت گسترده نویسندگان و اتمسفر مایوس بعد از جنگ می‌توان دهه کم‌فروغی در ادبیات داستانی دانست. در این دهه چند شکل از ادبیات داستانی از جمله ادبیات انقلابی، ادبیات جنگ و ادبیات تاریخ‌گرا به طور غالب دیده ‌شود.

فولادی‌نسب گفت: دهه ۷۰ را می‌توان به دو نیمه تاریک و روشن تقسیم کرد. نیمه اول، نیمه خوشایندی برای فرهنگ و ادبیات ما نیست. از طرفی کسانی مسئول فرهنگ و ارشاد بودند که شایسته نبودند و از طرفی کشوری بودیم که تازه از جنگ در آمده و مشغول سازندگی بود، طبیعتا بخش عظیمی از تمرکز تمام قوایش بر بازسازی خرابی‌های جنگ معطوف می‌شد. اما در سال ۷۶، انتخاباتی اتفاق افتاد که گفتمان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ما را تغییر داد و جریان‌های برگشت‌ناپذیری را رقم زد. بعد مجموعه اتفاقاتی که پس از ۷۶ افتاد مانند بازشدن درهای ما به سوی جامعه جهانی و گفت‌وگوی ما با جهان و توسعه اینترنت و … . ما در حوزه ژورنالیسم تازه فهمیدیم که اصلا روزنامه یعنی چی و می‌تواند فقط محدود به یکی دو روزنامه آن دوران نباشد و صفحات ادب و هنر و فرهنگ هم داشته باشند.

مترجم کتاب «حرفه: داستان‌نویس» درباره ادبیات دهه ۸۰ بیان کرد: در دهه ۸۰ چند گونه ادبیات شکل می‌گیرد اما نگاه تئوریک یا نظری کمی ضعیف‌تر و نگاه ساختارگرایانه و فرمالی تقویت می‌شود؛ اوایل دهه ۸۰ بیشتر آنچه می‌خواندیم به نام ادبیات آپارتمانی شناخته می‌شد و در میانه‌های دهه ۸۰ با ادبیات شهری روبه‌رو می‌شویم.

این پژوهشگر ادبی در پایان گفت: دهه ۹۰ را نمی‌توان در موردش ارزیابی دقیقی داشت چون ما در میانه آن هستیم و فقط آن‌چه خیلی عریان است به جای آن‌که حرکت ادبیات داستانی نخبه‌گرا به سمت ادبیات بدنه و نگاه و گوشه چشمی به بازار باشد دارد تبدیل به بازاری شدن می‌شود، و شاید همین دلیل است که در این یکی دو دهه شاهکاری به آن معنا، مانند «همسایه‌ها» اثر احمد محمود یا «جای خالی سلوچ» آقای دولت‌آبادی خلق نشده است.

طرح جلد عامه‌پسندها؛ ۴۲ درصد تصاویر دختران

در ادامه این جلسه مرضیه سبزعلیان، نویسنده و پژوهشگر ادبی، درباره بررسی تحلیلی و مقایسه‌ای شاخصه‌های رمان‌های عامه‌پسند و نخبه‌گرا گفت: تعیین مرز ادبیات فرهیخته و ادبیات عامیانه کار دشواری است. به قول استاد شفیعی کدکنی یک اثر ارزشمند ادبی کاری است که عوام بپسندند و خواص بر آن صحه گذارند. اما در این میان می‌خواهم خلأ عناصری که باید باشد یا نباید باشد، مشخص شود تا از این طریق به نوعی به محل تلاقی رمان عامه‌پسند و رمان نخبه‌گرا نزدیک شویم.

او فهرستی از ویژگی‌ها و شاخصه‌های ادبیات عامه‌پسند و نخبه‌گرا را از منظر عنوان، طرح جلد، فضاسازی، طرح و پیرنگ و سایر شاخصه‌ها بررسی کرد و درباره نامگذاری آثار عامه‌پسند بیان کرد: ادبیات عامه‌پسند، عموماً نام‌های زنانه دارند، عناوین آن‌ها ترکیبی با واژه عشق و کلمات عاطفی و انشایی‌اند و کاربرد فراوان واژه‌های خیال، آرزو و حسرت از دیگر ویژگی‌های نامگذاری این آثار است.

سبزعلیان درباره نامگذاری آثار نخبه‌گرا گفت: عموماً نام‌ها برگرفته از استعاره و تشبیه هستند. عناوین کنجکاوی و تفکر و تعقل خواننده را برمی‌انگیزند و همچنین بار فلسفی، اعتقادی و روانشناختی دارند و نویسندگان نخبه باز صفات برای نامگذاری استفاده می‌کنند.

این پژوهشگر ادبیات داستانی شاخصه‌های طرح جلد آثار عامه‎پسند را استفاده از رنگ‌ها و عناصر رمانتیک، تأکیدهای کلامی بر واقعی بودن داستان در روی جلد، محو و مبهم بودن تصاویر، به‌ویژه چهره زنان و… دانست و آماری از طرح جلد آثار عامه‌پسند به این شرح داد: ۴۲ درصد دختر، ۱۴ درصد درخت، ۱۳ درصد گل، ۸ درصد مرد، ۵/۶ درصد غروب و چشم، ۵ درصد پنجره.

او شاخصه‌های طرح جلد آثار نخبه‌گرا را استفاده از سمبل‌ها، نمادها و اسطوره‌ها در طرح جلد و استفاده از تصاویر تلفیقی عکس و نقاشی و نگاه زیباشناسانه به جلد دانست و افزود: از سوی دیگر در طرح جلدهای نخبه‎گرا معمولاً از همه رنگ‌ها منطبق با موضوع استفاده می‌کنند و به ندرت طرح جلدهای شبیه به یکدیگر می‌توان یافت.

نویسنده کتاب «هیچ وقت پای زنها به ابرها نمی‌رسد» درباره تیراژ بالای ادبیات عامه‌پسند توضیح داد: البته من معتقد نیستم اگر اثری پرفروش و پرخواننده باشد، نشانه عامه‌پسند بودنش است، مثلا تولستوی از رکوردداران فروش در جهان است، ولی کسی نمی‌گوید تولستوی عامه‌پسند می‌نویسد.

این روزنامه‌نگار افزود: اما در این میان سطح سوم و جدیدی از ادبیات قرار دارد که نه این است و نه آن. آثاری مانند کتاب‌هایی چون «بامداد خمار»، «نگران نباش»، «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم»، «کلیدر» و… هستند که توانسته‌اند مرز میان مخاطبان را برچینند و توجه هر دو طیف مخاطب را جلب کنند.

نویسنده کتاب «هارمونی نامطبوع» گفت: از سوی دیگر باید توجه داشت در اروپا و آمریکا مرز بین ادبیات عامیانه و نخبه‌گرا کمرنگ شده و حد وسطی در این زمینه وجود دارد.

سبزعلیان در رابطه با چرایی زیاد بودن این مرز در ایران گفت: بسیاری از آثار ادبی نخبه‌گرا، جذابیت روایی ندارند، احاطه نویسنده به دنیای جادویی کلمات و از سویی نیفتادن در دنیای فانتزی و احساسی در کنار روایت صحیح و برخورداری از روابط علی و معلولی در داستان باعث ایجاد محل تلاقی ادبیات عامه‌پسند و نخبه‌گرا می‌شود. از سوی دیگر در سطح ماندن قصه، کلیشه شدن شخصیت‌ها و وجود نداشتن جهان‌بینی در روایت می‌تواند رمان را از خاص و نخبه‌گرا بودن دور کند.

او در پایان اظهار کرد: امروز جامعه ما با نوعی از ادبیات روبه‌رو شده است که راه سوم و راهی جز عامه‌پسند و نخبه‌گراست. باید الگوی چندصدایی در جامعه و به ‌ویژه جامعه ادبی و هنری را بپذیریم، چرا که هر کدام کارکرد و تاثیر مثبت خودش را دارد. باید بتوانیم این دو طیف را با هم آشتی بدهیم و بین ادبیات نخبه‌گرا و ادبیات عامه‌پسند پلی بزنیم.

502

[ad_2]

لینک منبع

اظهارات مدیرکل هنرهای نمایشی درباره «هفت روز از تیر شصت»

[ad_1]

گفتگو با مهدی شفیعی مدیر کل اداره هنرهای نمایش

مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد و نماینده مردم بندر لنگه در مجلس شورای اسلامی ضمن تقدیر از نمایش «هفت روز از تیر شصت» توضیحاتی را ارائه دادند.

به گزارش ایسکانیوز به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، مهدی شفیعی مدیرکل هنرهای نمایشی پس از پایان اجرای نمایش «هفت روز از تیر شصت» خطاب به تماشاگران گفت: به سهم خودم از گروه نمایشی تشکر می‌کنم که از همان ابتدا تلاش بسیار زیادی برای به صحنه بردن این اثر نمایشی در تالار «سایه» مجموعه تئاتر شهر کرد، به هر صورت خیلی ضرورت دارد که تئاتر ما به تاریخ معاصر ایران بپردازد. کما اینکه هنرمندان عزیز ما نیز مدتی است به این سمت رفته‌اند و کارهای بسیار خوبی را در حوزه‌های مختلف سینما و تئاتر خلق کرده‌اند.

وی ادامه داد: مستندسازی از ویژگی‌های هنر به خصوص سینما و تئاتر است. از طرفی تحلیل تاریخ معاصر با بهره‌گیری از ظرفیت تئاتر جامعه را از تکرار خطا مصون می‌سازد. چرا که پرداختن به این موضوعات علاوه بر آشنایی نسل جوان با تاریخ معاصر ایران شرایط تحلیل و گفتگو درباره این رویدادها را هموار می‌کند. نکته‌ای که به نظر می‌آید باید بیشتر و متمرکزتر به آن پرداخت. به هر حال ضرورت دارد تئاتر ایران به شخصیت‌های تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ایران بیشتر بپردازد که خوشبختانه اجرای این اثر نمایشی نشان داد تئاتر کشور ظرفیت‌های بسیار خوبی برای پرداختن به این موضوعات دارد.

مدیرکل هنرهای نمایشی با تقدیر از بنیاد شهید و امورایثارگران و انجمن هنرهای نمایشی ایران در حمایت از تولید نمایش «هفت روز از تیر شصت» ابراز امیدواری کرد: تولید این آثار استمرار داشته باشد.

ناصر شریفی نماینده مردم بندرلنگه در مجلس شورای اسلامی نیز بیان کرد: نمایش «هفت روز از تیر شصت» یکی از بهترین آثار نمایشی بود که تاکنون دیدم و با توجه به اجرای بسیار قابل قبول بازیگران طوری در فضا قرار گرفتم که حادثه هفتم تیرماه سال 60 در واضح‌ترین شکل ممکن مقابل چشمانم قرار گرفت. من اعتقاد دارم اجرای چنین آثار نمایشی برای جوان هایی که این روزها را ندیدند بسیار خوب و مفید است به ویژه اینکه شرایطی فراهم شود تا این آثار در شهرستان های کوچک نیز امکان اجرا پیدا کند.

وی گفت: همکاران بنده در مجلس شورای اسلامی طی ماه‌های اخیر نهایت تلاش خود را انجام داده‌اند تا به سهم خود حمایت‌هایی از جامعه فرهنگ و هنر داشته باشند. بنده از همکارانم در کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی می‌خواهم تا در فرصتی باقی مانده حتما از این نمایش دیدن کنند.

نماینده مردم بندرلنگه در مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: بسیاری از ما از حادثه هفتم تیر ماه فقط شنیدیم و خواندیم. اما این نمایش با توجه به قوت نویسنده، کارگردان و بازیگران ما را در فضایی قرار داد که قطعا موجب ماندگارشدن این حادثه در ذهن ما می‌شود.

نمایش «هفت روز از تیر شصت» به نویسندگی کامران شهلایی، کارگردانی محمد لارتی و کامران شهلایی و بازی رامین سیار دشتی ، فرزین محدث، مژگان خالقی، فرهاد تفرشی، احمد جعفری، هدیه رضایی و مرضیه بدرقه هر روز ساعت 20:30 در تالار «سایه» مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود.
501

[ad_2]

لینک منبع

رونمایی از مجسمه منشور کوروش در آمریکا

[ad_1]

ب

گروهی از ایرانی‌های مقیم آمریکا یک مجسمه الهام‌گرفته از منشور کورش را به مناسبت جشن‌های روز استقلال در آمریکا، به شهر لس‌آنجلس هدیه کردند.

به گزارش ایسکانیوز به نقل از لس‌ انجلس‌ تایمز، این مجسمه که توسط بنیاد ایرانی-آمریکایی فرهنگ و با کمک بالغ بر ۲.۵ میلیون دلار بیش از یک میلیون نفر از کشورهای مختلف ساخته شده، با نام “مجسمه آزادی” در بلوار سانتامونیکا در لس‌آنجلس رونمایی شد.

این مجسمه با وزن حدود ۱۰ تن از سنگ تراورتن و توسط یک هنرمند طراح بریتانیایی- سریلانکایی به نام «سیسیل بالموند» طراحی و ساخته شده که طرح وی از میان ۳۰۰ طرح دیگر انتخاب شده است.

این مجسمه ۲.۲ میلیون دلاری در حالی با همت ایرانیان مقیم آمریکا ساخته شده که دولت ایالت متحده آمریکا تاکنون دوبار با وضع قوانین مهاجرتی صدور ویزا برای اتباع چند کشورهای اسلامی از جمله ایران را متوقف کرده است.

منبع: ایسنا

502

[ad_2]

لینک منبع

خبرنگاران محل نشست خبری کارگروه مبارزه با قاچاق کتاب را ترک کردند

[ad_1]

به دلیل حضور نیافتن مسئولان دعوت کننده در جلسه؛

ب

خبرنگارانی که به دعوت اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران به نشست خبری کارگروه مبارزه با قاچاق کتاب رفته بودند، در اعتراض به حضور نیافتن مسئولان، محل نشست را ترک کردند.

به گزارش ایسکانیوز، در حالی که قرار بود امروز چهارشنبه ۱۴ تیرماه نشست خبری محمود آموزگار، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با موضوع تازه‌ترین اخبار کارگروه مقابله با تکثیر و عرضه غیرقانونی کتاب‌ها به میزبانی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران برگزار شود، خبرنگاران حاضر در این نشست، به دلیل حضور نیافتن میزبانان جلسه، محل کنفرانس خبری را ترک کردند.

این جلسه که ابتدا قرار بود ساعت ۱۰ صبح امروز برگزار شود، با اطلاع‌رسانی پیامکی به خبرنگاران به ساعت ۱۱ امروز موکول شد؛ با این وجود و به رغم گذشت بیش از یک ساعت از موعد زمانی اعلام شده، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران که سخنگوی کارگروه مقابله با تکثیر و عرضه غیرقانونی کتاب‌ها به شمار می‌رود و نیز مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی که ریاست این کارگروه را بر عهده دارد، در میان خبرنگاران حاضر نشدند.

این مسئله اعتراض خبرنگاران را به دنبال داشت و آنها در واکنش به عدم حضور مسئولان دعوت کننده برای این برنامه خبری، سالن محل برگزاری این کنفرانس خبری را ترک کردند.

پیش‌تر نیز مسئولان اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران رفتارهای مشابهی در رابطه با خبرنگارانی که خود آنها را به نشست خبری‌شان دعوت کرده بودند، انجام داده بودند.

502

[ad_2]

لینک منبع

کشته شدن یک مسلمان روهینجایی به دست بودایی‌ها در حضور پلیس میانمار

[ad_1]

ی

تعدادی از بوداییان میانمار با استفاده از آجر به چند مرد مسلمان روهینجا حمله کردند و یک تن را کشتند، گفته شده پلیس در آنجا حاضر بوده اما بدون هیچ دخالتی صحنه را ترک کرده است.

به گزارش ایسکانیوز، به نقل از روزنامه ایندیپندنت، به گفته دو تن از ماموران پلیس میانمار، پلیس حاضر در این درگیری با دیدن صحنه حمله بوداییان به مردان مسلمان روهینجا و درگیری خونبار صورت گرفته صحنه را بدون هیچ دخالتی ترک کرد.

در این درگیری یک مرد 55 ساله جان خود را از دست داده است.

سخنگوی وزارت کشور میانمار درباره عدم دخالت پلیس در این درگیری گفته است: در پی بازجویی‌های صورت گرفته از نیروی پلیس حاضر در صحنه، به این نتیجه رسیدیم که او برای توقف خشونت‌ها تلاش خود را کرده اما با تشدید درگیری و از آن جایی که کاری از دستش برنمی‌آمده، می‌گریزد.

دو تن دیگر از مقامات پلیس میانمار نیز گفته‌اند که این مامور پلیس که همراه مسلمانان بوده، سلاح نداشته و به این ترتیب مجبور به فرار شده بوده است.

تاکنون در ارتباط با این حمله هیچ کس بازداشت نشده است اما به گفته سخنگوی وزارت کشور تحقیقات در این باره ادامه دارد.

منبع: ایسنا

303

[ad_2]

لینک منبع

دیدار احتمالی پادشاهان مراکش و عربستان برای عبور از سردی روابط

[ad_1]

ب

انتظار می‌رود پادشاه مراکش در شهر طنجه میزبان همتای عربستانی خود جهت تقویت روابط دو کشور باشد.

به گزارش ایسکانیوز، مراکش ترجیح داد از تلاش‌های میانجی‌گرایانه خود در بحران موجود در منطقه خلیج فارس میان قطر و چهار کشور عربستان، امارات، بحرین و مصر (عضو خارج از منطقه) بکاهد.

انتظار می‌رود محمد ششم، پادشاه مراکش ظرف چند روز آتی در شهر طنجه در این کشور میزبان سلمان بن عبد العزیز، همتای عربستانی باشد و دیداری جهت تقویت روابط رباط-ریاض میان دو طرف انجام شود. روابط دو کشور مراکش و عربستان به دلیل موضعگیری‌های اخیر رباط نسبت به بحران منطقه خلیج فارس به سردی گراییده است.

رباط در این بحران فعالیت‌های میانجی‌گرایانه‌ای را آغاز کرد اما عربستان و امارات این اقدامات را به حاشیه راندند چرا که تمایلی به پیوستن رباط به صف کشورهای حامی دوحه و اتخاذ موضعگیری‌هایی همانند موضعگیری‌های امان نداشتند، مراکش نیز با توجه به این موضعگیری عربستان، امارات و بحرین از موضعگیری خود دست کشیده و قطر را نیز مورد هجمه قرار نداد.

دلایل متعددی برای این تغییر رویکرد مراکش وجود دارد که از جمله آنها عدم تمایل این کشور به وارد شدن در درگیری است که احتمال دارد به برخورد نظامی کشیده شود و این در شرایطی است که مراکش به تازگی از جنگ علیه یمن عقب نشینی کرده است، همچنین رباط نمی‌خواهد درگیر مشکلات و مسایل منطقه خاورمیانه شود و نمی‌خواهد که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تعهدات خود در حمایت مالی از اقتصاد مراکش را متوقف کنند.

در پی موضعگیری‌های سابق مراکش نسبت به بحران فعلی منطقه خلیج فارس شاهد رکود چشمگیری در روابط این کشور با عربستان و امارات بودیم.

احتمالا پادشاه عربستان طی چند روز آتی برای سپری کردن تعطیلات تابستانی خود به شهر طنجه، محل اقامت پادشاه مراکش سفر کند و در این سفر دیداری با پادشاه مراکش نیز داشته باشد.

منبع: ایسنا

303

[ad_2]

لینک منبع

گزارش آسوشیدپرس از پرتاب موشکی کره شمالی

[ad_1]

به گزارش ایسکانیوز به نقل از آسوشیدپرس، کره شمالی ادعا کرد اولین موشک بالستیک بین قاره ای خود را به آزمایش گذاشته است.

این به معنی یک تغییر بزرگ در بازی قدرت است. شاید خطرناک ترین اتفاق هسته ای ممکن در این روزها رخ داده است. لذا در صورتی که این ادعا درست باشد باید در انتظار پیامدها و واکنش های آن باشیم.

بنظر می رسد این پرتاب، موفق ترین پرتاب موشکی کره شمالی بوده است. یکی از کارشناسان آمریکایی درباره ارتفاع و برد این موشک تحقیق می کند. او معتقد است این مدل موشک به اندازه کافی برای رسیدن به آلاسکا قدرتمند است.

آکادمی علوم دفاعی کره شمالی اعلام کرده است این آزمایش نشان داد ما می توانیم با موشک های مدل Hwasong-14 هرجای کره زمین را که می خواهیم هدف قرار دهیم. ما امروز یک دولت قدرتمند در زمینه هسته ای داریم.

کماکان اطلاعات زیادی درباره آنچه اتفاق افتاده است وجود ندارد. برنامه های کره شمالی یکی از مشکوک ترین برنامه های هسته ای در جهان است. اما در هر حال آمریکا، ژاپن و کره جنوبی معتقدند بالستیک کره شمالی در آب های ژاپن فرود آمده است.

این در حالی است که کره جنوبی اعلام کرده به مطالعات دقیق تری برای اظهارنظر قطعی درباره این موشک نیازمند است و ژاپن اعلام کرده این یک موشک مدل icbm محسوب می شود.

راه اندازی یک icbm به معنی توان کره شمالی در هدف قراردادن هر نقطه ای از آمریکا خواهد بود و تحولی بزرگ در تکنولوژی موشکی کره شمالی محسوب می شود.

این راه اندازی یک هشدار سیاسی را به واشنگتن و متحدان اصلی او در آسیا، سئول و توکیو ارسال می کند. در حالی که دانشمندان کرۀ شمالی نیز فرصتی برای تکمیل برنامه های موشکی خود را که هنوز هم ناقص است، خواهند یافت. این پرتاب در آستانه تعطیلات استقلال ایالات متحده، روزهای پس از اولین جلسه رسمی رهبران کره جنوبی و ایالات متحده و پیش از نشست جهانی ثروتمندترین اقتصادهای جهان به وقوع پیوست.

اکثر تحلیل های خارجی و کره شمالی از ارتفاع، فاصله و زمان موشک در هوا تقریبا مشابه بود. ایالات متحده، کره جنوبی و مقامات ژاپنی می گویند که این بالستیک حدود 40 دقیقه پرواز کرده و به ارتفاع 2500 کیلومتر (1500 مایل) رسیده است، که طولانی تر و بالاتر از هر آزمون مشابه کره شمالی است که پیش از این گزارش شده بود.

این در حالی است که کره شمالی مسافت طی شده توسط این موشک را 2802 کیلومتر اعلام کرده است و ادعا کرده که از محلی در شمال غرب این کشور پرتاب شده و حدود 39 دقیقه در آسمان بوده است.

این در حالی است که روس ها مسافت طی شده توسط این موشک را به مراتب کوتاه تر از آنچه گفته شده اعلام کرده اند.

مقامات کره حنوبی پیش از این اعلام کرده بودند این نوعی موشک میانبرد است و برد پرواز آن را 930 کیلومتر اعلام کرده بودند. اما حال به بررسی مجدد آن روی آورده اند.

یک دانشمند موشکی ایالات متحده، دیوید رایت، تخمین زده است که اگر زمان و فاصله گزارش درست باشد، میتواند حداکثر 3700 کیلومتر (4160 مایل) را داشته باشد که اگر در یک محفظه شلیک کند، می تواند آلاسکا را در محدوده مسیر طبیعی خود قرار دهد.

پیونگ یانگ یک زرادخانه نسبتا مطمئن برای موشک های کوتاه برد خود در اختیارد دارد. شواهد حاکی یک زرادخانه دیگر جهت استفاده از بالستیک های با برد بالا است. پیشبینی می شود که یک زرادخانه نیز جهت تولید موشک های با برد بالا داشته باشد.

این در حالی است که زندگی در کره شمالی تحت تاثیر تنها متحد این کشور یعنی چین قرار دارد. ترامپ در حال تلاش برای کاهش حمایت چین برای حمایت از آمریکاست.

آزمایش موشکی می تواند یک دور جدید تحریم های بین المللی را ایجاد کند. اما کره شمالی در حال حاضر یکی از کشورهایی است که بیشترین تحریم ها را بر روی زمین دارد. طبق قطعنامه شورای امنیت، کره شمالی از انجام فعالیت هایی که منجر به تولید بالستیک می شود، منع شده است. این در حالی است که از اواخر سال 2012، کره شمالی دو ماهواره را بر مدار موشک های دوربرد قرار داده است.

سال گذشته، کره شمالی چهارمین و پنجمین آزمایشات بمب اتمی را انجام داد و چندین پیشرفت فنی را در تلاش های خود برای توسعه موشک های هسته ای بلندمدت اعلام کرد. پنجمین آزمایش هسته ای از ماه سپتامبر، تا به امروز، قوی ترین انفجار هسته ای در کره شمالی بوده است.

303/300

[ad_2]

لینک منبع

آمریکا برای جنگی تازه در افغانستان آماده می‌شود

[ad_1]

به گزارش ایسکانیوز به نقل از خبرگزاری فارس، پایگاه خبری روسیا الیوم در مقاله ای به نقل از مجله «پراودا» و به قلم «دیمتری نیرسیسوف»، تحلیلگر روس به پیامدهای تصمیم واشنگتن در پایان دادن به ماموریت فرستاده ویژه خود به افغانستان و پاکستان پرداخت و آن را توطئه ای برای حفظ هرج و مرج امنیتی در این کشور خواند.

نویسنده تاکید کرد: انحلال پست فرستاده ویژه آمریکا به افغانستان در شرایطی که اوضاع سیاسی و امنیتی این کشور وخیم بوده و تحرکات گروه های تروریستی بیش تر شده بار دیگر افغانستان را به کانون تنش و تهدیدی برای روسیه و دیگر کشورهای منطقه مبدل می کند.

وی افزود: آمریکا می خواهد با استفاده از اوضاع کنونی افغانستان فشار روانی و نظامی بر ایران و دیگر کشورهای همسایه وارد کند.

نویسنده روس تصریح کرد: تصمیم اخیر کاخ سفید در اعطای اختیار تام تعیین سطح نظامیان آمریکایی به پنتاگون نشانه تمایل آمریکا برای باز گذاشتن دست وزیر دفاع در انجام عملیات نظامی در خاک افغانستان است بدون اینکه به فرآیند مذاکرات سیاسی که با حضور قدرت های بزرگی مثل روسیه و چین جریان دارد توجهی کند.

نیرسیسوف با اشاره به نظارت روسیه بر مذاکرات چند ماهه اخیر بین کابل و طالبان گفت: اصل اساسی در این مذاکرات اعتراف به این حقیقت است که دولت توان سرکوب طالبان را ندارد و طالبان نیز قادر به تسلط بر قدرت و حفظ آن نیست بخصوص که نام آن در فهرست گروه های تروریستی بین المللی آمده و این امر کار به رسمیت شناختن طالبان و عادی سازی روابط با آن را دشوار می کند.

نویسنده مقاله با اشاره به نقش رو به رشد داعش و خطرهای گسترش آن در افغانستان گفت: داعش، کابل و طالبان را به یک اندازه دشمن سرسخت خود می داند.

نیرسیسوف از اعتقاد روسیه در خصوص ضرورت تقریب مواضع بین کابل و طالبان گفت: طالبان بیش از اینکه یک جنبش سیاسی و دینی باشد، جنبشی قائم بر اصول قومی و نماینده منافع قبایل پشتون افغانستان است.

نویسنده با اشاره به نقش ایران و چین در جستجوی راه حل مسالمت آمیز افغانستان گفت: تنها یک روز قبل از تعطیلی دفتر فرستاده ویژه آمریکا به افغانستان، چین با کابل و اسلام آباد به توافقی بر سر ساز و کار مشترک مدیریت بحران ها دست یافت.

وی تاکید کرد: چیزی که در سطح مذاکرات برای حل بحران افغانستان حاصل شده پیشرفت بزرگی محسوب می شود و اگر آمریکا در این مذاکرات به شکل سازنده ای شرکت کند این موفقیت واقعی تر خواهد شد.

نیرسیسوف با اشاره به فاصله گرفتن آمریکا از مذاکرات گفت: مقامات کاخ سفید بارها در مقابل تلاش های روسیه برای حضور طالبان در روند مذاکرات ایستادند تا حدی که مسکو را به تسلیح این گروه متهم کردند در حالی که خودشان سازنده طالبان بودند.

تحلیلگر روس گفت: آمریکا به جای کمک به پیشرفت مذاکرات به ابزارهایی برای ایجاد بی ثباتی و تخریب فرآیند صلح آمیز حل بحران افغانستان اتکا دارد و از همین رو ماموریت فرستاده ویژه خود به افغانستان را به پایان رساند.

وی ادامه داد: هدف اصلی آمریکا از حفظ هرج و مرج امنیتی در افغانستان ضربه زدن به ایران است چرا که موقعیت جغرافیایی افغانستان بسیار مناسب این است که پایگاهی نظامی علیه کشورهای ایران، روسیه، کشورهای آسیای مرکزی و منطقه سین کیانگ چین باشد.

306

[ad_2]

لینک منبع